|
|
|
|
|
واسه وقتي که بيايي،من هنوزچشم انتظارم
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 17:31 توسط H-D
|
|
||
|
|
|
|
|
ديشب دلم گرفته بود مثل هواي باروني دلم هواتو كرده بود هواي شيرين زبوني مي گفت كه تو يه راه دور يه راه دور وسوت كور مسافري نشسته بود مسافر غريب دل شكسته بود
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 18:5 توسط H-D
|
|
||
|
|
|
|
|
غريبانه آشفته می شوم وقتی صدايت موج می زند و دستهايم قفل شنيدن آشفته می شوم وقتی روی ثانيه های عمرم گرد حسرت می نشيند آشفته می شوم وقتی تو هستی و هيچ نيست درانتهای جاده قدم می زنم روی ترکهای آرزو حجم زمان خالی است و من تهی از هر خاطره ای |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 12:41 توسط H-D
|
|
||
|
|
|
|
|
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 17:26 توسط H-D
|
|
||